در حال دیدن این عنوان:
1 کاربر مهمان
توهين به ايرانيان در فيلم 300 |
||
|---|---|---|
|
جدا افتاده از خانه
![]()
عضو شده از:
2005/12/22 10:46 گروه:
اعضای سایت پیام:
214
سطح : 13; درصد این سطح : 65
پست/روز : 0 / 316 روز/پست : 71 / 3822 ![]() |
توهين به ايرانيان در فيلم 300
يوناني هاي خوش تيپ، ايراني هاي وحشي ! هيچ دقت کرده ايد که ما چند بار و به چند چيز اعتراض کرديم و چند بارش را موفق شديم تا حرف خود را به کرسي بنشانيم؟ از حق اگر نگذريم خيلي از اين موارد را موفق نبوديم و مدت ها است که برنامه خليج فارس و ماجراي نشنال جئوگرافي به خاطره تبديل شده است. شايد تعدد اعتراض ها باعث شده که کم کم نسبت به آنها بي تفاوت شويم. چند روز پيش در يکي از وبلاگ ها خواندم که در يکي از آخرين پژوهش ها مشخص شده است که ظرفيت ما براي دل سوزي محدود است. براي مثال عکس يک بچه گرسنه آفريقايي بيشتر از عکس دو بچه گرسنه آفريقايي دلسوزي انسان ها را برمي انگيزد و شدت دل سوزي براي عکس دوتايي کمتر است. اين يک تمايل رواني دردناک است. حالا جريان يک اعتراض ديگر است که در فضاي فارسي اينترنت به تدريج شکل مي گيرد. حتما يادتان است که نمايش فيلم "اسکندر" اوليور استون، محصول شرکت برادران وارنر و نشان دادن سيماي نامناسبي از ايرانيان اعتراض عده اي را برانگيخت و البته تنها شکست تجاري فيلم توانست کمي از آتش خشم معترضان بکاهد. تا کمتر از دو هفته ديگر فيلم ديگري از همان شرکت فيلم سازي به اکران مي رود که نمايش آنونس هاي تبليغاتيش هم تا کنون آغازگر زمزمه هاي اعتراض بوده است. فيلم "300" پس از "بي باک" و "شهر گناه" سومين اثر سينمايي است که از روي کتاب هاي کميک استريپ فرانک ميلر ساخته مي شود با اين تفاوت که فيلم 300 درباره جنگ هاي ايران و يونان باستان است. ميلر اين کميک را با اقتباس از فيلمي به نام The 300 Spartans يا 300 اسپارتي که در سال 1962 اکران شده بود، کشيد و حالا از روي اين کميک، دوباره فيلمي ساخته مي شود که مانند "شهر گناه" فريم به فريم شباهت تام با نسخه کميک خود دارد. داستان فيلم، جنگ ايران و يونان در ميدان جنگ ترموپيل (گردنه معروفي در يونان، بين کوه اويته و خليج ماليک) است. جايي که پادشاه اسپارتي يعني لئونيداس ارتش 300 نفري خود را عليه ارتش عظيم ايرانيان تجهيز کرد تا مقابل سپاه خشايارشا ايستادگي کنند اما گوژپشتي دروازه هاي شهر را به روي لشگر ايران باز مي کند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، اين 300 اسپارتي توانستند جلوي لشگر عظيم خشايار شاه به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همين دفاع سه روزه باعث اتحاد يونانيان عليه ايرانيان و همين آغازي شد براي دموکراسي يونان و در نهايت شکست خشاريارشا در نبردهاي بعدي. (چيزي شبيه شکست آلمان در استالينگراد و کسب روحيه متفقين). "هرودوت" درکتاب 9 جلدي خود به نام "جنگ پارسي ها" جزئيات جنگ هاي ايرانيان از آغاز کار تا پايان لشکرکشي خشايارشا به يونان را شرح داده است. مي گويند علم تاريخ با هرودوت و همين کتاب آغاز شد با اين حال، تاريخدانان جديد بسياري از ارقام ذکر شده در کتاب هاي هرودوت را اغراق آميز مي دانند اما فيلم 300 پايه هاي داستانش را بر همين روايات بنا مي کند. ما نمي خواهيم درباره اين بحث کنيم که آيا اين ارقام صحيح است يا خير. صحت اين که لشگرکشي يک ميليون سپاهي و طي چنين مسيري از ايران به سمت يونان چنان ابعاد گسترده اي دارد که در مقياس هاي امروزي فنون جنگي هم معقول نيست کار ما نيست. اما حتي اگر بخواهيم با يک حساب سرانگشتي مي بينيم که اين يک ميليون نفر در سه وعده غذايي روزانه خود حتي اگر بخواهند يک نان ناقابل بخورند، چند نانوا و چه مقدار آرد براي سير کردنشان کافي است، به خوبي غيرمعقول بودن اين اعداد و ارقام را درک مي کنيم. البته تنها روايتگر اين داستان هرودت است که خود يوناني است و مسلما داستان را طوري مي نويسد که مي خواهد اما طبق روايت او هم فقط 1000 نفر از سپاه ايران به جنگ اسپارتي ها مي روند. گذشته از نکات تاريخي آزاردهنده ترين قسمت هاي 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادي هستند مشابه وحشي ها و موجودات نفرت انگيز ارباب حلقه ها يعني "اورک ها". کساني که جز کشتن نمي دانند و البته از نظر مغزي هم موجوداتي هستند در رديف غول هاي ابله داستان هاي هري پاتر که البته در برابر 300 نفر يوناني خوش تيپ و فداکار زمين گير مي شوند. اما مساله نگران کننده اين است که هر گاه قدرت هاي بزرگ دنيا با کشوري دچار چالش شدند، تمام تلاش خود را براي زير سوال بردن تاريخ و فرهنگ آن کشور صرف کردند و چه ابزاري مناسب تر از سينما. حتي اگر به تئوري توطئه معتقد نباشيم، در خوش بينانه ترين حالت هاليوود نشان داده که مي تواند از موج منفي عليه يک کشور کمال استفاده را ببرد و جيب هاي صاحبان صنعت فيلم سازي خود را از پول آکنده سازد. وبلاگ "ارزيابي شتاب زده" تحليل جالبي از اين ماجرا دارد. از نظر او کشورهاي اروپايي بعد از دوره رنسانس و به دنبال آنها آمريکا در جهت هويت سازي هميشه خودشان را فرزندان يونان و روم مطرح کرده اند. تاييد اين مساله را در نام گذاري مجلس آمريکا (سنا) که از روم گرفته شده، نوع حکومت آمريکا (جمهوري) که از "رس-پوبليکا" (مساله ملي) لاتين گرفته شده، ادعاي فرهنگ سياسي آمريکا (دموکراسي) يا حکومت اقشار که نام دولت آتن بوده، مي توان ديد. امروز مساله تبليغات علاوه بر بعد سياسي، بعد فرهنگي هم پيدا کرده اند و به ماجراي نژادپرستي در حال تبديل به فرهنگ پرستي است که در اين فيلم هم رد پاي آن را مي توان ديد. در فيلم 300، ايراني ها فقط خودکامه و زورگو و بي خبر از مفاهيم آزادي نيستند بلکه ديگر انسان نيستند! يعني علاوه بر اين که فرهنگ ندارند، انسانيت هم ندارند پس دفاع در برابر اين موجودات غيرانساني کافي نيست و بايد آنها را از بين برد. اين فيلم ايران را نماد ديکتاتوري و يونان را نماد دموکراسي تصوير مي کند. به زباني ساده تر داستان بر محور نبرد دائمي خير و شر مي چرخد. در حالي که وقتي به فرمان کوروش برده داري در امپراتوري پارس ممنوع شده و مردم در دينشان آزاد بودند، در يونان باستان برده داري به شکل گسترده اي رواج داشت و زنان و برده ها شهروند درجه دو محسوب مي شدند شيوه فيلم سازي کامپيوتري است و هنرپيشگان واقعي در صحنه هاي مجازي نقش آفريني مي کنند. موسيقي جذاب و ترکيب مناسب با صحنه هاي کامپيوتري نبرد باعث شده تصاوير تابلوهاي نقاشي به نظر برسند که فروش فوق العاده اي را براي سازندگانش پيش بيني شود. فيلمي که روي افکار عمومي دنيا تاثير زيادي خواهد گذاشت. در اين فيلم که قرار است 9 مارس اکران شود، بازيگراني چون "جرارد باتلر"، "لنا هيدي"، "مايکل فسنبدر"، "وينسنت ريگان" و "دومنيک وست" ايفاي نقش مي کنند. فيلم "300" به تهيه کنندگي "فرانک ميلر"، "دبوراه اسنايدر" و "کرايج.جي.فلورس" به کارگرداني "زاک سنايدر" ساخته شده است. در توضيح اين فيلم در ياهو مي خوانيد که اين نبرد سرآغاز دموکراسي در جهان بوده است! اين تحقير، توهين و حتي تهديد بزرگي است بر ضد ايران و فرهنگ ايراني. به نظر شما بايد ساکت نشست يا اعتراض کرد؟ من فکر مي کنم بهترين کار اين نيست که مانند قبل تنها طومار امضا کنيم و منتظر بمانيم تا از ما اعاده حيثيت شود. فکر مي کنم بايد در وبلاگ هايمان به زبان هاي مختلف درباره اش بنويسيم و چهره اي درخور ايران ترسيم کنيم. www.300movie. com
پیام زده شده در: 2007/3/8 12:20
|
|
|
_________________
برای آنکه کشوری را دوست داشت نخست باید آنرا شناخت! هرکسي کو دور ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش |
||
انتقال
|
||
پاسخ به: توهين به ايرانيان در فيلم 300 |
||
|---|---|---|
|
جدا افتاده از خانه
![]()
عضو شده از:
2005/12/22 10:46 گروه:
اعضای سایت پیام:
214
سطح : 13; درصد این سطح : 65
پست/روز : 0 / 316 روز/پست : 71 / 3822 ![]() |
آیا این نگاه متضاد که ما داریم و همیشه دیگران را برتز از خود می دانیم دلیل بر پوچ بودن ما نیست؟چرا ما نباید با افتخار خود را یک ایرانی پر افتخار بنامیم؟ آیا ما نخستین تمدن جهان نبودیم؟
این متن را نیز برای دوستان خود نیز بفرستید تا آن را امضا کنند. Subject: Please join My dear friends As some of you may have heard, recently the Warner Bros. Pictures has made a movie about the famous battle of Thermopylae between Persians and Greeks at 480 B.C called 300. In this movie the Persians were pictured as some monstrous savages and animals. My friends have created a petition against this unethical action. Please join us to sing it and forward it to all people you know as well. You can find the petition online at: http://www.petitiononline.com/wpci96c/petition.html سپاس ویستا
پیام زده شده در: 2007/3/8 12:21
|
|
|
_________________
برای آنکه کشوری را دوست داشت نخست باید آنرا شناخت! هرکسي کو دور ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش |
||
انتقال
|
||
پاسخ به: توهين به ايرانيان در فيلم 300 |
||
|---|---|---|
|
جدا افتاده از خانه
![]()
عضو شده از:
2005/12/22 10:46 گروه:
اعضای سایت پیام:
214
سطح : 13; درصد این سطح : 65
پست/روز : 0 / 316 روز/پست : 71 / 3822 ![]() |
رزمجو: 300 يك فيلم نژاد پرستانه است
دكتر شاهرخ رزمجو باستانشناس و مختصص دوره تاريخي هخامنشي معتقد است، فيلم 300 نه تنها يك فيلم توهين آميز به ايراني است، اشاعه دهنده نگاه نژاد پرستانه نيز هست و بايد از آن در مجامع بين المللي شكايت كرد. تهران ـ خبرگزاري ميراث فرهنگي- گروه فرهنگ و هنر ـ فرزانه ابراهيم زاده:«براي مقابله با فيلم ضد ايراني 300 بايدطي فراخواني از وكلاي زبده ايراني خواست تا در يك واكنش هماهنگ از فيلم ساز و كمپاني سازنده اين فيلم به جرم ساخت فيلم نژاد پرستانه و توهين به هويت ملي ايراني شكايت كنند.» دكتر شاهرخ رزمجو، باستانشناس و متخصص دوره تاريخي هخامنشي با محكوم كردن ساخت و اكران فيلم ضد ايراني 300 با اشاره به اين كه پيش از اين هم بارها چنين توهينهايي به تاريخ ايران شده است، به ميراث خبر گفت:«اين براي نخستين بار نيست كه اين گونه به هويت ايراني با يك نگاه نژادپرستانه تاخته ميشود. اما كمتر اعتراضي نسبت به اين موضوع شده است. در خارج از كشور گروههايي هستند كه در مقابل چنين مسائلي اعتراض ميكنند. قدرت اجرايي ندارند. اما اگر يك فراخواني منتشر شود كه از وكلاي خارج از كشور دعوت به عمل آيد و از سازنده اين فيلم به عنوان خراب كننده چهره ايران و ارائه ديدگاه نژادپرستانه شكايت كنند مي تواند موثر باشد . از طرف ديگر بايد پايهي كاري را بگذاريم كه در آِينده جلوي چنين حركتهايي گرفته شود. يعني گروهي با حمايت داخلي بدون گير و بندهاي اداري به چنين مسائلي اعتراض كنند. » وي با بيان اين كه اين فيلم مشوق نژاد پرستي است، به ميراث خبر گفت :« نمايش 300 بين ملتهاي مختلف كينه به وجود ميآورد. به همين دليل ما بايد از سازنده فيلم و كمپانيش شكايت كنيم. چون اين فيلم اولين نيست ، آخرين هم نخواهد بود . بايد از وكلاي ايراني دعوت كنيم كه جمع شوند و تا زماني اين فيلم روي اكران هست شكايتي از كمپاني فيلم ساز به دليل بيتوجهي كه داشته و از سازنده به دليل جعل تاريخي و اشاعه نژاد پرستي شكايت كنيم. اين فيلم هيچ فرقي به لحاظ رويكرد نژاد پرستانه با فيلم پيروزي اراده خانم ريفنشنال ندارد. اما آن يك شاهكار سينمايي بود اما 300 آن جنبه هنري را ندارد و سراپا دروغ است. اين فيلم دشمني ميان ملتها را تشديد مي كند و به جاي اين كه روابط زيبايي كه مثلا افلاطون با ايرانيها داشته را نشان دهد يك جنگي را نشان ميدهد. اين فيلم با اين تاثير مخربي چگونه ميتوان در كشوري كه داعيه دموكراسي دارد موثر باشد . » به اعتقاد اين متخصص دوره هخامنشي اين دوره از مهمترين ادوار تاريخي ايران است كه بيشتر از همه دورهها مورد حمله قرار ميگيرد:« در دوره هخامنشي هويت ايران شكل گرفته است. اگر كسي در مورد هخامنشيان پژوهش كند ميبيند كه نميشود آن را به راحتي كوبيد. اما هركسي كه به هويت ايران حمله ميكند از اين دوره آغاز ميكند. هيچ كس درباره دوره ساساني و اشكاني يا ساماني نميتازد. ما تا اين قسمت از هويت تاريخيمان را براساس پژوهش محكم نكنيم هركسي به آن حمله ميكند. » رزمجو بخشي ساخت چنين فيلمهايي را ناشي از كم كاري ايرانيان در زمينه نمايش فرهنگ و تمدن خود ميداند و معتقد است:« ما خودمان هم بايد از هويتمان حمايت كنيم. بايد جاي پاي خودمان را محكم كنيم و تمدن ايران را به خوبي معرفي كنيم. از كنار اين موضوعات بيتوجه ميگذريم در صورتي كه بايد حساسيت داشته باشيم. درست زماني كه بايد در مورد اين قضيه برخورد شود، هيچ توجهي نكرديم.وقتي جاي موضوعي را خالي ميگذاريم، ديگران ميآيند و آن را با اطلاعات غلط پر ميكنند. اين فيلم اول به صورت كميك استريپ چاپ شده بود. هيچ كس اعتراضي نكرد. يا اگر هم اعتراضي كرد، حمايت نشد. همين باعث شد تا تبديل به فيلم شود. » به گفته وي :«كساني كه از مراكز پژوهشي حمايت نميكنند، پروژه هاي علمي تاييد نميكنند كمك حال اين كارگردانان هستند. در واقع كساني كه در ايران براي تاييد نشدن بودجههاي پژوهشي كارشكني ميكنند، اين ها دستيار كارگردان و يا سياهي لشگر آنها هستند. » رزمجو برگزاري نمايشگاه هخامنشي در موزه بريتانيا را در مقابل ساخت فيلم اسكندر حركت خوبي دانست كه نتوانست موثر واقع شود:« نمايشگاهي كه اين قدر خوب كار ميكرد تا حدود زيادي تحت تاثير مشكلات اداري داخلي قرار گرفت و هر مطلبي كه در خارج از كشور منتشر ميشد ناچار به اين مشكلات هم اشاره ميكرد. اين مسائلي كه خودمان پيش آورديم. زماني كه ما كار همديگر را در ايران خراب ميكنيم، چه طور انتظار داريم جلوي اين دشمني بايستيم. » جنگ به تلافي آتش زدن شهر اسپارت رزمجو در بخشي از اين گفتگو توضيحاتي درباره نبرد ميان ايران و يونان در زمان هخامنشي داد. او با رد مسائل تاريخي كه در فيلم 300 در مورد نبرد ترموپيل و رويارويي خشايارشا و لئونيداس پادشاه اسپارت؛ به نمايش در آمده است در مورد روايت واقعي تاريخي آن گفت:«ما در مورد اين جنگ مدركي به جز نوشته تاريخي و باستانشناسي نداريم. نبرد ترموپيل برخلاف اسطوره سازي يونانيها و فيلم سيصد ، نبرد سرنوشت ساز ميان شرق و غرب نبود. جنگ كوچكي بود كه سر راه خشايارشا رخ داد.اما يونانيها اسطوره سازي كردند و آن را تبديل به يك جنگ تمدني كردند. » وي در مورد نگاه منفي كه يوناني ها و مورخان اروپايي به تاريخ دوره هخامنشي را محدود به حمله خشايار به آتن ندانست:« مشكل ميان يونان و ايران از دوره قبل از خشايارشا آغاز شده بوده است. از زماني كه يونانيها متوجه شدند كه طرفهاي تجاري آن ها زير سلطه ايران قرار گرفتند اين دشمني آغاز شد. بخصوص آتن ـ چون همه دولت شهرهاي يوناني در يك موقعيت قرار نداشتندـ از وجود همسايه جديد نگران شدند. به دنبال راهي براي از ميان برداشتن ايرانيها كردند.» به گفته رزمجو:«آتنيها مرتب سربازهايي به سرزمينهاي تحت نفوذ ايران ميفرستادند تا شورش كنند. سربازاني كه به ايوني رفتند شورش كردند و به همراه نيروهاي محلي حمله به شهر سارد كردند. سارد در آن زمان شهر مهمي و از ساتراب نشينان ايراني بود. اين گروه شورشي شهر را سوزاندند، معابد را نابود كردند و جنگل مقدس را به آتش كشيدند. داريوش در مقابل چنين حركتي به آتن اعلام جنگ ميكنند. اين جنگ مسئله ميان ايران و آتن است. يعني كل يونان مطرح نيست. زماني كه ميروند تا آتن به جاي خود بازگردند، نبرد ماراتن پيش ميآيد كه به نظر من آن هم يك جعل تاريخي است. نبرد ماراتن جنگ كوچك جانشيني بوده ، تاكيد ميكنم كه خيلي كوچك بوده براي اين كه يك نفر بازگردد و تحت حمايت ايران به آتن برود.» وي با اشاره به اين كه بعد از مرگ داريوش ،خشايارشا در ادامه جنگ پدر به مقابله آتنيها ميرود، ميافزايد:« خشايار شا در مقابل آتنيهايي كه آمدند و شهر سارد را سوزاندند، شورش به راه انداختند،به جنگ يونان رفت. تمام دعواي ميان ايران و يونان از اين نشات گرفت. » رزمجو با تاكيد بر اين كه اين نبرد در ميان ايران و آتن بود؛ در مورد ورود اسپارت به اين جنگ معتقد است:« عليرغم رقابتي كه ميان آتن و اسپارت بوده است، اين دو در يك جبهه قرار گرفتند. در واقع اسپارتيها كاري ميكنند كه باعث خشم ايرانيها ميشود.آن هاسفراي ايراني را ميكشند و به چاه مياندازند. كاري كه خلاف عرف ديپلماتيك آن زمان نيز بوده كه براي جان سفرا ارزش قائل بودند. با اين عمل صبر ايران تمام ميشود و لشگر كشي ميكنند.» اين پژوهشگر دوره هخامنشي معتقد است علت اين كه كه اسپارتيها جلوي تنگه را ميگيرد، به دليل ترسي بوده كه از مجازات مردم اسپارت و عدم شناختي كه از ايرانيها است:« برخلاف نظر آن ها ايرانيها اگر جايي را ميگرفتند كشتار نميكردند. اين توهم اسپارتيها از ايرانيها بود.» زرمجو براساس اسناد تاريخي ميگويد:«زماني كه ايرانيها به تنگه ترموپيل مي رسند، لئونيداس يكي از دو پادشاه اسپارت ـ چون همه اسپارتيها با جنگ موافق نبودندـ با گروه كوچك براي زمان كوتاهي تنگه را ميبندند. برخلاف آن چه در فيلم نشان ميدهد، تا آخرين نفر مقابله نميكنند تا كشته شوند ؛ در ترموپيل گير ميافتند. » وي در باره تهمتهايي كه در فيلم به خشايارشا زده ميشود، ميگويد:« به گفته هردوت اين تهمتهايي است كه يونانيها دچارش بودند نه ايرانيها. خشايارشا در ازاي كشته شدن سفراي ايران زماني كه يونانيها با ترس سفير ميفرستند، سفرا را نميكشد. ميگويد شما كار غلطي كرديد اما مربي من نيستند كه بگوييد چه كنم. من مانند شما رفتار نخواهم كرد. رفتار ايراني و يوناني خيلي با هم فرق دارد. اما در اين فيلم به گونه ديگري نشان داده شده است. » زرمجو با اشاره به اين كه اين فيلم تا اين حد هم به نوشتههاي يوناني و بخصوص هردوت وفادار نبوده است، ميافزايد:«نويسنده اين فيلم از خودش داستاني ساخته كه در يك طرف ايرانيهاي را نشان داده است وحشي و بربر هستند در مقابل يونانيها متمدن قرار گرفتهاند. » وي با اشاره به اين تصور غلط تاريخي كه ايران از يونان شكست خورد، ميافزايد:« واقعيت اين گونه نبود. ايران قرار بود آتن را مجازات كند و اين كار را كرد. خود هرودوت هم ميگويد ماموريت خشايارشا تمام شد. او ميخواست اين را به آتنيها ثابت كند كه اگر شما ميتوانيد شهرهاي ما را بسوزانيد، ما هم ميتوانيم چنين كار بكنيم. اما خشايارشا آتن را نسوزاند. يك معبد يعني معبد آتنا را به تلافي معابد سارد سوزاند. معابد ديگر سالم بودند. حتي آتني در سپاه خشايار بوده است. آتنيهايي كه مخالف وضعيت بد آتن بودند. بعد از آن هم يونانيها را آزاد ميگذارد كه كارهاي مذهبي خود را در آتن انجام دهند و از آن جا بيرون ميآيد. هيچ جنگي براي پس گرفتن آتن در نميگيرد. اسپارتيها را هم مجازات نمي كند. خشايار شا در نوشتهاي به آنها ميگويد من با شما كاري ندارم. ما ميتوانيم با يكديگر صحبت كنيم. من از گناه شما گذشتم.» به نظر اين متخصص تمدن هخامنشي آن چه در اين فيلم به نمايش در ميآيد نشانه ناآگاهي فيلمساز است:« من فكر ميكنم هيچ كس در اين گروه فيلمسازي نبوده كه نسبت به تاريخ و باستانشناسي اشراف داشته باشد. اگر كسي هم به عنوان كارشناس داشتند، بسيار ناآگاه بوده است و نشان داده كه هيچ چيز از تاريخ هنر نميدانسته چون تصويري كه از ايرانيها ساخته شده است واقعي نيست. مگر اين كه عمدا توسط فيلم ساز دست كاري شده باشد كه اين هم كار غلطي است.» وي با اشاره نقل قول زك اسنايدر كارگردان اين فيلم كه گفته من به تاريخ تعهدي ندارم، گفت:«كسي كه به تاريخ تعهد ندارد، حق ندارد فيلم تاريخي بسازد. مثل اين ميماند كه برق كار نباشد و برود اين كار را انجام دهد و باعث سوختن يك ساختمان شود. فيلمساز كارش سخت تر است چرا كه ميتواند ذهن ميليونها آدم را خراب كند. فيلم سازي كه فيلم تاريخي ميسازد و از تاريخ كشورهاي ديگر مايه ميگذارد، بايد پاسخگو باشد. بايد از او سئوال شود كه به چه حقي اين كار را انجام داده است.» به عقيده رزمجو:« اين ديدگاه ناشي از تفكر نژادپرستانه اين جور فيلمسازان و آدمها است. من يك صحبتي با رابرت لنگ فاكس مشاور اليور استون در فيلم اسكندر داشتم. ايشان در حين صحبت خود گفت:« ايرانيها خيلي نژاد پرستند. به دليل اين كه به من اعتراض ميكنند كه چرا به جاي ركسانا يك زن سياه پوست بازي كرده است. ايشان ميگفت چه اشكالي دارد كه يك خانم هنرمند سياهپوست بازي كند. هيچ ايرادي نيست اما مسئله اين است كه چرا يك سياه پوست به جاي اسكندر بازي نكند. اسكندري كه در همه نقاشيها با موي سياه تصوير شده است چرا بايد موهاي پريشان بور داشته باشد. اگر اين نژادپرستانه نيست، پس چيست؟ تمام اين موضوع سر اين است كه برتري تمدن اروپايي غير اروپايي بودن يعني بربر بودن. همان تلقي غلط قديمي كه باعث آن همه جنگ و خونريزي شده است، دوباره آغاز شده است. » وي درباره دلايل نژادپرستانه بودن فيلم 300معتقد است:«در اين فيلم خشايارشا ، تعدادي از ايرانيها و سفير ايران را سياه نشان دادند. اين اشكالي ندارد كه ايرانيها سياه باشند. بد اين است كه كساني را كه از نظر تاريخي بد نيستند، بد نشان دهند. از طرف ديگر آن گروه بد سياه پوست باشند. اين نه تنها توهين به ايرانيهاست، توهين به سياهپوستها هم هست. » رزمجو به مسئله برده داري كه در اين فيلم به نمايش در آمده است اشاره ميكند و آن را خلاف تاريخ صحيح ايران ميداند:« ايرانيها مخالف برده داري بودنددر عوض هر چقدر از زمان تسلط ايران بر روي برخي كشورها بيشتر ميشود ميبنينيم كه در اين كشورها برده داري ملغي ميشود. برخلاف اين يونان يك جامعه برده دار است، نه تنها آتن و اسپارت بلكه تمام يونان را بردگان ميگرداند. از طرف ديگر ايرانيها را وحشي نشان ميدهند. در صورتي كه ايرانيها به هر كشوري حمله مي كردند به سكنه عادي كاري نداشتند. مردم ميتوانستند زندگي خودشان را داشته باشند. در دين، زبان، سنتهاي محلي آزاد بودند اين ها همه سند مكتوب دارد. حتي سندهايي داريم كه به دليل معبد از يونانيها نبايد از آنها ماليات گرفته شود. اين چيزهايي كه براي ايران درآورند مثل يك كوه يخ است كه فقط آن مشكل كوتاه مدت سياسي در بالا قرار ميگيرد و حجم عظيم روابط فرهنگي ايران و يونان در زير قرار ميگيرد. »
پیام زده شده در: 2007/3/16 11:38
|
|
|
_________________
برای آنکه کشوری را دوست داشت نخست باید آنرا شناخت! هرکسي کو دور ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش |
||
انتقال
|
||
شما می توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوانها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیامهای خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیامهای خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما می توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایلها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید



انتقال
